ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )
124
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )
حمص در آن زمان ، اين كار به معناى افزايش چشمگير قدرت معاويه بود به طورى كه بعدها توانست با استفاده از آن با خلافت على عليه السّلام به مقابله برخيزد و از آن سرپيچى كند . « 1 » عثمان در همان سال ، عمر و عاص والى مصر را بر كنار و برادرخواندهء خود عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح از بنى عامر قريش را به جاى او منصوب كرد . همچنين به احتمال زياد در سال بيست و پنج هجرى ، « 2 » وليد بن عقبة بن ابى معيط اموى برادر مادرى خود ، را جانشين سعد بن ابى وقاص والى كوفه كرد كه خود ، سال پيش ، او را بدين مقام نشانده بود . « 3 » در سال بيست و نه هجرى ابو موسى اشعرى را از حكومت بصره بر كنار كرد و آن را
--> ( 1 ) حمص در اواخر خلافت عثمان بازهم والى جداگانهاى داشت . كوفيان ناراضى را در زمان حكومت سعيد بن عاص بر اين شهر ، ابتدا به دمشق نزد معاويه تبعيد مىكردند و سپس او ، آنها را به نزد عبد الرحمن به خالد بن وليد ، والى حمص ، مىفرستاد ( طبرى ، ج 1 ، ص 2913 - 2914 ، 2921 ) . عبد الرحمن را معاويه منصوب كرده بود ( همان ، ص 2913 ) و معلوم است كه تابع او بود . ( 2 ) اين تاريخ از سال بيست و شش هجرى كه ولهاوزن ذكر مىكند ( خلاصهها و پيشنويسها ، ج 6 ، ص 115 ) درستتر به نظر مىرسد . كايتانى تاريخ اين واقعه را به صورت قطعى مشخص نمىكند ( تاريخ اسلام ، ج 7 ، ص 654 ) . طبرى به پيروى از واقدى ، انتصاب وليد را به اين مقام در جزو وقايع سال بيست و شش هجرى ذكر مىكند ، و در عين حال اشاره مىكند كه بنا به روايت سيف بن عمر اين واقعه در سال بيست و پنج هجرى روى داده است ( طبرى ، ج 1 ، ص 2811 و 2810 ) . اما بلاذرى به نقل از ابو مخنف و واقدى ، و واقدى به نقل از ابن سعد ، روايت مىكند كه عثمان بنا به سفارش عمر ، پس از رسيدن به خلافت تمام واليان را بجز مغيرة ابن شعبه به مدت يك سال ابقا كرد كه او را هم به تبعيت از خواستهء عمر با سعد بن ابى وقاص جايگزين كرد . پس از يك سال سعد را بر كنار و وليد را به جاى او نشاند ( انساب ، ج 5 ، ص 29 ) . روايت سيف ( طبرى ، ج 1 ، ص 2901 - 2902 ) نيز با اين روايت موافق است . حمله كوفيان به ارمنستان و آذربايجان ( تاريخ اسلام ، ج 7 ، ص 98 - 103 ، 159 - 163 ) كه در اوايل حكومت وليد روى داد ، به احتمال زياد از سال بيست و پنج تا سال بيست و شش هجرى بوده است . بنا به روايات كوفى ( بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 31 ؛ طبرى ، ج 1 ، ص 2813 ) حكومت وليد پنج سال ادامه يافت . بنا به روايات موثقتر ، وى در سال سىام هجرى بر كنار شد ( تاريخ اسلام ، ج 7 ، ص 256 ، 310 - 360 ) . استدلال كايتانى در اين باره كه بعيد است عمر به جانشين خود سفارش كرده باشد سعد را به حكومت كوفه منصوب كند ، چرا كه او را در زمرهء اعضاى شوراى منتخب قرار داده بود ( همان ، ص 26 ) ضعيف به نظر مىرسد . تركيب شورا مدتى پيش از قتل عمر تعيين شده بود . بديهى است كه سفارش عمر براى گماشتن سعد به ولايت كوفه مانع انتخاب او به خلافت نبوده است . در اين صورت ، او مىتوانست والى ديگرى را برگزيند . ( 3 ) كايتانى در اثبات اين امر كه گماردن وليد بن عقبه از سوى عثمان ناشى از جانبدارى شخصى نبوده است ، گفته سيف بن عمر را مبنى بر اينكه وليد عامل عمر بر ربيعه واقع در جزيره بوده است ( طبرى ، ج 1 ، ص 2812 ) چنين تفسير مىكند كه عثمان فقط او را از حكومت يكجا به حكومت جايى ديگر منصوب كرده است ( تاريخ اسلام ، ج 7 ، ص 154 ) . واقعيت آن است كه وليد از سوى عمر عامل جمعآورى زكات در ميان بنى تغلب بود ( بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 31 ) ، اما سپس به سبب سرودن بينى در تهديد تغلبيان ، خليفه او را